قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3438
تاريخ الفي ( فارسى )
دست سپاه اسلام . و صلاح الدّين ذخيرهء بسيار از آزوقه و سلاح به اندرون فرستاد و محافظت آن به امير حسام الدّين ابو الهيجا حواله نمود . و آن روز هريكى از اين دو طايفه بازگشته به جاى خود قرار گرفتند . اگرچه غلبهء تمام از جانب مسلمانان بود و جمعى كثير از بزرگان فرنگ به قتل رسيده بودند ، امّا هنوز بالكلّيه مغلوب نشده بودند ، و در خندقى كه كنده بودند ، درآمده ، اطراف خود را مستحكم نموده نشستند . تا آنكه بعد از پنج روز - كه ششم شهر شعبان باشد - امراى صلاح الدّين جمعى با سپاه خود سوار شده روى به اردوى فرنگان نهادند . هرچند در بيرون خندق ايشان شوخىها كردند مطلقا فرنگان از اندرون خندق قدم بيرون ننهادند و از خيمههاى خود بيرون نمىآمدند ، و مسلمانان دليرى نمىكردند كه به اندرون خندق توانند رفت . بنابراين ، ناچار جنگ نكرده بازگشتند . بعد از آن خبر رسيد كه فرنگان از آن طرف اردوى خود ، اكثر اوقات بيرون مىآيند و كاه و هيزم فراوان براى خود [ از ] بيرون مىبرند . جمعى از عربان چون اين خبر شنيدند ، بىرخصت صلاح الدّين با يكديگر متّفق شده شباشب از اردوى خود بيرون رفته جاسوس خود را پيش انداخته ، راست به همان موضعى كه جاسوس خبر آورده بود رفته ، در كمينگاهها پنهان شدند . تا آنكه بعد از دو سه ساعتى فرنگان به عادت خود بيرون آمده پيادهها را به علف و هيزم جمع كردن متفرّق ساختند و خود از پشت مراكب خود پايين آمده به خواب رفتند . عربان از كمينگاه برآمده تمامى فرنگان را به قتل رسانيده سرهاى ايشان را با مال و اسباب و اسب و سلاح ايشان برداشته ، پيش صلاح الدّين آوردند . چون آن سرها را ديد بسيار خوشحال گرديده [ 167 ب ] هريكى از آنان را به عنايات شاهانه سرافراز گردانيد . ذكر واقعهء كبرى و محاربهء عظمى كه نوبت دويم ميانهء صلاح الدّين و فرنگان در ظاهر شهر عكّا واقع شد و تفصيل اين واقعه در تواريخ معتبره چنين آوردهاند كه چون مسلمانان از نصف شهر عكّا فرنگان را دور ساختند ، راه براى آمدوشد خود به شهر عكّا پيدا كردند و آزوقهء بسيار به شهر بردند . و از امراى كبار امير حسام الدّين ابو الهيجا نيز به اندرون رفت و صلاح الدّين قدرى خاطرجمع ساخته پارهء لشكر خود را بر سر راه انطاكيه فرستاد كه مبادا بيموند فرنگى ، صاحب انطاكيه ، به مدد ايشان رسد . و پارهء ديگر بر سر راه مدينهء صور فرستاد كه اگر امداد به ايشان مىآمده در راه منع او كرده نگذارند كه به اين جماعت قوّت تازه برسد ، هنوز سپاه مصر به صلاح الدّين نرسيده بود . بنابراين ، فرنگان جمع شده با يكديگر مشورت كردند و گفتند :